السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
367
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
حلبى از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « پدرم زمينى به نام عريض خريد . وقتى معامله انجام گرفت ، برخاست و حركت كرد . من به وى گفتم : اى پدر جان ! در برخاستن شتاب كردى ! وى فرمود : اى فرزند عزيزم ! خواستم معامله را لازم كنم . » 573 - ( 10 ) در كتاب دعائم الاسلام از امام صادق عليه السلام از پدرش از نياكانش روايت مىشود كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : « فروشنده و خريدار در آنچه معامله كردهاند ، خيار دارند تا اينكه بارضايت از يكديگر جدا شوند . » 574 - ( 11 ) در همان كتاب از امام صادق عليه السلام روايت مىشود كه فرمود : « بدنهاىشان از مكانى كه در آن معامله كردهاند ، جدا مىشود . به تحقيق پدرم زمينى به نام عريض را فروخت . هنگامى كه با مشترى توافق كردند و معامله انجام شد ، پدرم برخاست و به راه افتاد . من به دنبال پدرم حركت كردم و به وى گفتم : چرا با اين سرعت برخاستى ؟ فرمود : مىخواستم معامله لازم شود . » 575 - ( 12 ) محمد بن مسلم از امام باقر عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « زمينى را خريدم و وقتى معامله را پذيرفتم ، برخاستم . چند قدم راه رفتم و سپس بازگشتم . مىخواستم ( با جدايىمان ) معامله لازم و ثابت شود . » 576 - ( 13 ) محمد بن مسلم از امام باقر عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « با شخصى معامله كردم . وقتى معامله انجام شد ، برخاستم . چند قدم راه رفتم و سپس به محل نشستنم بازگشتم تا با جدايىمان معامله لازم شود . » 577 - ( 14 ) عمار بن موسى گويد : « شخصى با قيمت معينى از ديگرى كنيزى خريد . آنگاه از يكديگر جدا شدند . امام صادق عليه السلام در اين باره فرمود : معامله لازم شد و تا وقتى كه آن كنيز نزد فروشنده است ، خريدار حق آميزش با آن را ندارد تا تحويل بگيرد و فروشنده را در جريان گذارد و بهاى آن در صورتى كه فروشنده و خريدار شرط نكنند ، نقد است . »